تبليغاتX
کعبه واقعا زیباست..

  تعداد واحدهای اخذشده : 19       مبلغ کل شهریه متغیر : 2910800

   
کد درس نام درس واحد عملی واحد نظری شهریه اخذ گروه استاد زمان برگزاری حذف
452331 استاتيک -ماده23 0 3 395400 664 مهدي پورعلي گنجي سه شنبه13:00 تا 16:00
442343 اصول ومباني معماري وشهرسازي -ماده23 0 2 263600 660 اسحق رضازاده يكشنبه08:00 تا 10:00
10001132 تاريخ تحليلي صدر اسلام 0 2 263600 703 حميد وليان پنجشنبه16:00 تا 18:00
440320 رياضي2 -ماده23 0 3 395400 662 کريم ابراهيمي باغباني يكشنبه10:00 تا 13:00
440346 زمين شناسي مهندسي 0 2 263600 661 سيامک رضازاده سه شنبه10:00 تا 12:00
10001116 فارسي 0 3 395400 705 آقاي مسعود نادري رجه شنبه16:00 تا 19:00
442465 مهندسي محيط زيست 0 2 263600 662 مائده صادقپور حاجي سه شنبه08:00 تا 10:00
440305 نقشه برداري1 وعمليات -ماده23 1 1 670200 663 ولي الله عزيزي فر شنبه15:00 تا 16:00 يكشنبه14:00 تا 16:00
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 1:3  توسط !1@  | 

مردی در حظور امام حسین (ع) گفت :

احسان کردن به نا اهل تباهی است. امام در پاسخ او فرمود :

چنین نیست احسان مانند باریدن  باران  است  که نیکوکار و

بدکار را در بر میگیرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 11:58  توسط !1@  | 

اجل دور نما:

 

در چند جای نهج البلاغه ذکر شده اجل دور نما

یعنی مرگ واقعاً دور نیست، به نظر دور می رسد. وقتی کسی به دقیقه 90 می رسد می گوید آه چقدر زود رسید.

شما از خود این سوال را بپرسید که مثلاً اگر 20  ساله هستید چقدر زود گذشت این 20 سال.  جوابتون چیه؟!؟!

 

منبع : http://khodsazidam.blogfa.com/ خود سازی در آینه معاد

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 20:40  توسط !1@  | 

روزی مردی برای  اصلاح موها یش به  مغازه سلمانی محله شان مراجعه کرد.

همینطور که سلمانی مشغول کوتاه کردن موهابود بحثشان درباره ی وجود خدا سرگرفت:

سلمانی: من در تعجبم ! آیا واقعا خدایی وجود دارد؟ چرا مردم اینقدر خدا خدا می کنند؟ من که بوجودش ایمان ندارم......

مرد از حرف سلمانی واقعا ناراحت شد و از سلمانی پرسید: چه طور ؟ چه طور اینقدر مصمم چنین حرفهایی را می زنی؟ برپایه چه منطق و قانونی؟ مگه اینهمه نشانه از خدا را در زمین نمی بینی؟...

سلمانی: مگه خدایی که شما ازاون حرف می زنین عاشق آدم ها نیست؟ آدمها رو دوست نداره؟ لازم است یه نگاه به دورو برت بندازی فقط چند لحظه شهر را نگاه کن، آدمهایش را، نگاه کن ببین چقدر آدم بدبخت تو این شهرهست،فقیر، یتیم و... اگه واقعا خدایی وجود داره یعنی واقعا این آدمها خدایی دارن چرا به دادشون نمی رسه؟ چرا اونا رو از بدبختی نجات نمی ده، مگه دوستشون نداره؟ ...

بحث آنها مدتی ادامه یافت ولی مرد هر کار کرد تا سلمانی را قانع کند نشد که نشد...مرد بعد از اصلاح موهایش از مغازه خارج شد ولی هنوز هم ذهنش مشغول همان مسئله بود این که چرا نمی تواند یک دلیل برای سلمانی بیاورد و قانعش کند،در همین افکار بود که ناگهان مرد فقیروژولیده ای که موهایش کثیف و بلند بود توجهش را جلب کرد ، ناگاه جرقه ای در ذهنش زده شد ،آری یک دلیل منطقی؛ یک دلیل منطقی برای سلمانی کله شق.

دوان دوان به مغازه سلمانی بازگشت؛ نزد سلمانی رفت و گفت : من اعتقاد دارم  مغازه ای به نام سلمانی وجود ندارد و کسی به اسم سلمانی( کسی که موها را کوتاه می کند) وجود ندارد.

سلمانی با تعجب پرسید: اتفاقی افتاده، چرا این حرفارو می زنی؟

مرد:چند دقیقه پیش که از مغازه رفتم بیرون مرد ژولیده ای با موهای بلند توجهم را به خودش جلب کرد. ببینم پس با این وجود سلمانی ها هم وجود ندارند. خوب اگه وجود دارند چرا موهای آن مرد بلند بود؟

سلمانی با پوزخند گفت:  خوب آن مرد اگر به ما مراجعه کند موهایش را کوتاه می کنیم ، مراجعه نکرده موهایش بلند شده ، این یک چیز عادی است.

مرد: من فقط برگشتم  تا با گفتن این موضوع به شما ثابت کنم که خدا وجود دارد. همانطور که اگر آن مرد ژولیده به مغازه ی شما مراجعه کند موهایش کوتاه می شود واز شلختگی در می آید پس می توانیم نتیجه بگیریم که خدا وجود دارد فقط باید به او« رجوع » کنیم.

 

http://nooreeslam.blogfa.com// منبع :

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 20:38  توسط !1@  | 

سينه از أتش دل در غم جانانه بسوخت

                                            آتشی بود در اين خانه که ويرانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت

                                                  جانم ازآتش مهر رخ جانانه بسوخت

سوز دل بين که ز بس آتش اشکم دل شمع

                                   دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 21:29  توسط !1@  | 

       .....

  ــ..تجلی قدر..ــ

                                 .....

ـ دوباره ماه رمضان آمد و شب احیا

با اون همه عظمتش امیدوارم که همه ما

بتونیم به خوبی ازش استفاده کنیم.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 21:57  توسط !1@  | 

ببخشید زودتر از اینها باید مطلب جدید پست میکردم اما نتونستم ......

حالا میخوام دوباره اومدن ماه مهر رو به بچه های محصل تبریک بگم

        اول مهر

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 22:1  توسط !1@  | 

ببخشید که نتونستم زودتر از اینها آّب دیت بشم چون من به سفر زیارتی مکه رفته بودم

و از خدا خواستم هر کی که ندیده اون رو از نزدیک حتما بتونه بره یه بار هم شده اونو ببینه

                           واقعا زیباست.................

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 12:3  توسط !1@  | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 22:14  توسط !1@  | 

تنهايی من، همان انتظارم است

و انتظارم، همان عشق!

و عشق تنها بهانه ی بودنم!

بی بهانه ام نکن!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 10:53  توسط !1@  |